ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید


فندق خاله
من محمدم،فندق خاله
شب دوم
ن : fandoghkhale ت : شنبه 01 فروردین 1394 ز : 18:59 | +

امروز از صبح حسابی شیطون شده بودمو مامان و بابا رو کلی نگران کردمفریاد نمی دونید از صبح تا شب همش شیر خوردمو گریه کردم ولی شیر نمی خوردم که!!!! هوارتااااااااا گشنه ام شده بود ولی نمی تونستم بگم گشنمه!!!

بالاخره شب بابایی نوبت گرفتو ساعت 11شب با هم رفتیم ی دکتل دیده ولی این یکی آقای دکتل بود، اونجا چند دقیقه ای مثل بچه های خوب خوابیدم ولی از اونجا که داشتم دومین صف زندگیمو تجربه می کردم، دوباره جیغم در اومد(عجب دنیاییه این دنیاها!!!! انگار هر جا بری باید ی ساعتی بشینی تو صف انتظار!!!متعجب) منم که هنوز خیلی کوچولوام این دکترا چرا نمی دونند من هنوز کوچکولوام طاقت انتظار ندارم!!!

دکتر گفت چون ی کم زردی داره برای رفع زردیم باید شیرخشک بخورم، تا زردیم خوب بشه،شبم بابایی برام شیرخشک درست کرد و خوردمو خوبه خوب خوابیدم(جا داره بگم دست گل بابایی درد نکنه)

اینم عکس خوابم، دیدید چه راحت لالا کردم؟؟؟

عکس من



.:: ارسال نظر(0) ::.


Powered By LOXBLOG.COM Copyright © by 46561
This Template By LoxBlog.Com