💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

فندق خاله
من محمدم،فندق خاله
روز چهارمم (پنج شنبه 28 اسفند 93)
ن : fandoghkhale ت : شنبه 01 فروردین 1394 ز : 20:04 | +

اوه خدای من، امروز ی روز عالی و پر از انتظار بود، از دیروز که شنیدم قراره فردا باباجون اینا بیاند، منتظرم زودتر روی ماهشونو ببینملبخند

می دونید امروز خیلی پسر گلی بودم، تند تند بلد می شدم شیرمو می خوردم و می خوابیدم؛ تقریبا هر نیم ساعت،1ساعت ی بار بیدار میشدم شیر میخوردم که زوده زود خوب بشم؛ تا باباجون و مامانجون اومدن سرحاله سرحال باشم...

ببینید چه ناز خوابیدم

عکس من

دیدید چه ژسی تو خواب گرفتم، خب دیده باباجونم اینا می خواند بیاد دیدنم،حسابی افه اومدم برا خاله ام خنده

عکس من

دهههههه خاله کی گفته ازم عکس بگیری؟ وایسا می بینی فردا شکایتتو میکنم

عکس من

عکس من

دهههههه خدای من کی اجازه داده بیایید تو اتاقم، اصلا از من عکس نگیریدا

عکس من

آقا عکس نگیر!!!!

عکس من

ای آقا عکس نگیر....متعجب

عکس من

 

 

 

 



.:: ارسال نظر(0) ::.


Powered By LOXBLOG.COM Copyright © by 46561
This Template By LoxBlog.Com