💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

فندق خاله
من محمدم،فندق خاله
شب یازدهم
ن : fandoghkhale ت : جمعه 07 فروردین 1394 ز : 17:17 | +

امشب تا 2 خوابه خواب بودم ولی خاله ها و مامانی و بابایی و مامان حوری و نی نی ها خواب نداشتند،نمی دونم چرا از ساعت 10 و 11 بالای سر من نشسته بودند و هی قربون فدام می رفتند و می خواستند بیدارم کنند،ولی منه شیطون اصلا اصلا بیدار نشدم که... ی ذره چشامو باز می کردم زیر چشمی ی نگایی بهشون می کردم و زودی می بستم که خدای نکرده یییهوو خواب از سرم نپره....

3   2    1   خاله ها ، نی نی ها بپرید تو رختخواب،برید لالا بدوووییییید تا بلند نشدم

این بزرگترا خودشون خواب ندارند!!! چرا نمی ذارند ما کوچولوهام بخابیم؟؟؟می خواند بیدارمون کنند!!! متعجب ما کوچکولو فنقلی ها که اصلنه اصلا هیچی رو از خواب بیدار نمی کنیم... خاله شاهده... آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ آها خاله جون بگو  به ملت، ما کسی رو بیدار نمی کنیم،خودت که شاهدی ما چون می خوایم کسی رو بیدار نکنیم کلا نمی ذاریم بخوابند که از خواب بیدار نشدند اذیت شندچشمک

عکس من

اِوااااااااااااا دیدید عجب فیلسوفی بودم من!!! خاله ام خبر نداشته!!!

ولی امشب گل که نه، دسته گل مامانی شدمو قشنگ خوابیدم...



.:: ارسال نظر(0) ::.


Powered By LOXBLOG.COM Copyright © by 46561
This Template By LoxBlog.Com